تبليغاتX
پیشی ملوس
سپاس خدايي را که اشک را افريد تا سرزمين عشق آتش نگیرد

لوتی ترین اس ام اس سال: قرمزی چشماتیم. نفازولین بریز فنا شیم. توایران از بم که خرابتر نداریم. داریم؟ ............................ بمتیم رفیق!!! سیگار با اینکه میدونه آخزش زیر پات له می شه ولی تا آخر برات می سوزه. سیگارتیم رفیق. چروک لباتیم. لبخند بزن فناشیم.

 

 بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزني ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت كردي

 

سپاس خدايي را که اشک را افريد تا سرزمين عشق اتش نگيرد 

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

 

حس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم .

 

 آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

 

 كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه...

  

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت

 

 عشق به دست اوردن هرانچه خواستی نیست عشق هرانچه است که برای او از دست میدهی 

 

اگه ميدونستي چقدر تنهام برام اشک مي ريختي اگه مي دونستي چقدر اشک ميريزم هيچ وقت تنهام نمي ذاشتي

  

براي مردن ، افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست..... فقط كافيست از چشم تو بيافتم (alaki)

 

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:1  توسط مرتضی | 

اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند . شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدم‌‌هايت زيستن، بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت. بيا كه اگر تو بيايي تمامي شب‌هاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد...

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي کني ان وقت است ديگر عشق نيست صدقه است

 

 هميشه اين رو به خاطر داشته باش: دوست داشتن دل مي خواد نه دليل

هر بار که عشق را از زندگي تان پس مي زنيد بخشي از وجود خود را مي کشيد

  شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد )) خبري از دل پر درد گل ياس

 نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 0:8  توسط مرتضی | 

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد

اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟

عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت مي خواهد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:53  توسط مرتضی | 

 رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بی اميد در وادی گناه و جنونم كشانده بود رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا با اشك های ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح بيرون فتاده بود به يكباره راز ما رفتم كه گم شوم چو يكی قطره اشك گرم در لابلای دامن شبرنگ زن

  

دريا آرام است، آسمان آبي ست، عشق از فراز ديدگان دوست سوسو مي زند! نشسته ام ، تنها و بي كس شكسته ام مي نگرم غروب را ، مي شنوم سكوت را ، در آرزوي آب و آفتاب ، دريا را تمنا مي كنم . ×××× هميشه تنها ، هميشه بي كس، هميشه در جامه اي از ياس هاي سياه، ديدگان من رداي سياهي به تن دارند و درفراق يارشان به غم نشسته اند. ×××× من آشناي روزهاي پاييزي شقايق هايم ، دل سوخته شقايق ها پناهي بر بي كسي هايم ، مرا به ياد دارند ـ مسافران عشق ـ اي شقايق ها تا

  

پسر : دوست دارم دختر : خفه شو پسر :عاشقتم دختر : خفه شو پسر : میمیرم واست دختر : خفه شو پسر : فدات شم دختر : خفه شو پسر : نوکرتم و خاک زیر پاتم دختر : خفه شو پسر : زنم میشی دختر : جدی میگی ؟ پسر : خفه شو دختر

   

بگير از من تو اين دل ياد بودي که تنها لايق اين دل تو بودي هزاران خواستند اين دل بگيرند ندادم چون عزيز دل تو بودي..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 1:36  توسط مرتضی | 

نبودن يك كسي بهتر از بودنشه، چشمات رو ببند و اون لحظه اي كه كنارت نباشه رو بخاطر بيار اگه چشمات خيس شد، بدون به خودت دروغ گفتي و هنوز دوستش داري ........... :

 سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت .

بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

 اگر باد بودم مي وزيدم، اگر ابر بودم مي باريدم، اگر مهر بودم مي تابيدم، اگر خدا بودم مي آفريدم تا بداني دوستت دارم

 زندگی سه چیز است : اشکی که خشک می شود لبخندی که محو می شود یادی که می ماند و فراموش نمی شود كاش هيچوقت عشقي متولد نميشد كه احساسي بميرد

چنين گفت زرتشت اگر کليد قلبي را نداري ......قفلش نکن اگر کسي را دوست داري...خردش نکن اگر دستي را گرفتي رهايش نکن مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند 

 ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

خوشبخت ترين پسر کسي هست که اولين عشق يه دختر باشه و خوشبخترين دختر کسي هست که آخرين عشق يه پسر باشه

 از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟گفت در هزار رنگ آن باخته ام نميدانم از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت سرد است و بي رنگ

براي شکستن من يه اخم کافيه ...واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازي به انجامش نيست

 موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ : خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه فريادت

نام :محمود ، نام خانوادگی : احمدی نژاد ، شهرت : مترسک ، هنر : گول زدن یک ملت ، افتخارات : کسب درامد از فروش نفت بشکه ای 70 دلار و بدتر شدن وضع مردم ، سهمیه بندی بنزین و ... ، سرنوشت : انتخاب شدن برای چهار سال دیگر با استفاده از حربه تقلب و عوام فریبی ، حامیان : مقام ... ، شورای نگهبان ، سپاه ، بسیج ، امامان جمعه و ... که همه رو هموم مقام ... تعیین میکنه . شما هم اگر چیزی بذهنتون رسید بهش اضافه کنید ... سند تو آل

از خدا درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد اگه اينـو برام پـس بفرستي از بـهترين دوستـام هسـتي حالا اينو براي تمام ليستت بفرست تا ببيني چند نفر اينو برات ميفرستن منتظر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 20:31  توسط مرتضی |